13 مهر 1385
ما بلاخره روز سه شنبه رفتیم دانشگاه
اولین کلاسمون با درس زبان ماشین شروع شد. در مجموع بد نبود.
هنوز ۲۴ ساعت از ورود ما به ساری نگذشته بود که من سرمای شدیدی خوردم و کار به بیمارستان کشید . و یه آمپول خوشمزه هم نوش جان کردم.
هنوز سرماخوردگیم خوب نشده.
از لحظه ورود ما تا الان هم بارون نیومده!!
بعدا میام و همه ماجراهارو تعریف میکنم.



