X
تبلیغات
رایتل
من این دو حرف نوشتم چنان که غیر ندانست تو هم ز روی عنایت چنان بخوان که تو دانی
8 مرداد 1388
من و ابر و ستاره

چند وقته یه دوست جدید پیدا کردم

هر شب وسط قاب پنجره منتظرمه تا بهش شب بخیر بگم!

گاهی اوقات که دیر می خوابم میره گوشه پنجره و خودش رو پشت قاب پنجره قایم میکنه با من قهر میکنه.

۲شب پیش یک مزاحم پیدا شد! با من و دوستم بازیش گرفته بود! هی میومد بین ما

دیشب این مزاحم قدرتمندتر شده بود

رفته بود محکم جلوی دوستم ایستاده بود و از جلوش تکون نمی خورد

خیلی منتظر موندم تا بهش شب بخیر بگم اما مزاحم نذاشت

ای کاش از روز اول به حضور مزاحم اعتراض می کردم