X
تبلیغات
رایتل
من این دو حرف نوشتم چنان که غیر ندانست تو هم ز روی عنایت چنان بخوان که تو دانی
1 بهمن 1388
قرآن من شرمنده ام

قرآن من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هر وقت در کوچه ما آوازت بلند می شود،
می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل کرده است!
قرآن من شرمنده توام اگر تو را از یک نسخه عملی به یک افسانه موزه نشین مبدل کرده ام.

یکی ذوق می کند که ترا با طلا نوشته،

یکی ذوق می کندکه ترا فرش کرده ،
یکی ذوق می کند  که ترا بر روی برنج نوشته
یکی به خود می بالد که ترا در کوچکترین قطع ممکن منتشر کرده و....
و آنان که  ترا به یک نفس بخوانند، فریاد می زنند " احسنت"...گویی مسابقه نفس های روزمره می نشینن !

قرآن من شرمنده توام اگر به یک فستیوال مبدل شده ای !

حفظ کردن تو با شماره صفحه،خواندن تو از آخر به اول صفحه !
ما با قرآن چه کرده ایم ؟؟؟
خوشا به حال هرکسی که دلش رحلی است برای تو.

آنانکه وقتی ترا می خوانند چنان حظ می کنند گویی که قرآن همین الان به ایشان نازل شده است.