X
تبلیغات
رایتل
من این دو حرف نوشتم چنان که غیر ندانست تو هم ز روی عنایت چنان بخوان که تو دانی
18 فروردین 1389
دلش شکسته بود



یک نفر دلش شکسته بود


توی ایستگاه استجابت دعا


منتظر نشسته بود


منتتظر،ولی دعای او


دیر کرده بود . او خبر نداشت


که دعای کوچکش توی چهار راه آسمان


پشت یک چراغ قرمز شلوغ گیر کرده بود