X
تبلیغات
رایتل
من این دو حرف نوشتم چنان که غیر ندانست تو هم ز روی عنایت چنان بخوان که تو دانی
25 اسفند 1387
میلاد پیامبر اکرم تهنیت باد

بلغ العلی بکماله
کشف الدجی بجماله
حسنت جمیع خصاله
صلوا علیه و آله


23 اسفند 1387
خائن کیست؟

امروز ساعت 11:35 صبح



وارد فضای جدیدی شدم، در سال های گذشته در این جمع حضور داشتم اما نه به عنوان هوادار!

بلکه فقط به عنوان شرکت کننده در مراسم ها، اما این بار فرق داشت.

این بار نشست هواداران بود و من برای اولین بار خودم رو در این جمع معرفی کردم.

فضای مجازی بعضی دوستان رو هفته پیش کشف کرده بودم!

در اولین حضور ترجیح دادم زیاد صحبت نکنم و بیشتر به شناسایی محیط و افراد بپردازم.

بعضی از افراد رو از قبل می شناختم:

دکتر 47 ساله آشناترین چهره بود که در همه مراسم ها با او صحبت کرده بودم. (مطمئناً یادشان نبود)

ستوان دوم را چند روز قبل از شب یلدا و هنگام گرفتن دعوت نامه دیده بودم.

مدیر جدید نزدیک یک سال است جزو دوستان یاهو مسنجری من است، من او را می شناختم اما او مرا.......! امروز با هم آشنا شدیم.

محیط واقعاً گرمی بود. (خدا را شکر پنجره باز بود!!!)

مراسم در کنار یک سفره هفت سین چشمک زن (چراغ های رنگی) برگزار شد.



و آش خوشمزه ای بود.




به رسم یک لر .... سلام.

17 اسفند 1387
×دیر کرده‌ای×
امام زمان علیه السلام


شاید برای آمدنت دیر کرده‌ای

وقتی نگاه آینه را پیر کرده‌ای

دیری است آسمان مرا شب گرفته است

خورشید من برای چه تأخیر کرده‌ای؟

این بارش بهاری من هم خلاصه شد

در آن دو قطره اشک که تبخیر کرده‌ای

قلب مرا شکستی و یادم نبود که

با تکه‌هاش عاطفه تکثیر کرده‌ای

با آتشی که داغ غم تو به دل زده

من را در عشق منشأ تأثیر کرده‌ای

وقتی که این همه ز غمت شکوه می‌کنم

شاید برای آمدنت دیر کرده‌ای


"محمد بختیاری"
تبیان

                                                                   

12 اسفند 1387
×زهیرهای متفاوت×

11 اسفند 1387
×H...B...D×

الان باید احساسی باشه

اما هیچ احساسی نیست!

.

.

.

خسته ام

فقط همین!

.

.

.

درست خواهد شد!

6 اسفند 1387
×از طرف الف-ک×

شب فراق که داند که تا سحر چند است؟


مگر کسی که به زندان عشق در بند است


بگفتم از غم دل راه بوستان گیرم


کدام سرو به بالای دوست مانند است


زدست رفته نه تنها منم در این سودا


چه دست ها که زدست تو بر خداوند است


فراق یار که پیش تو برگ کاهی نیست


بیا و بر  دل من بین که کوه الوند است


پیام من که رساند به یار مهر گسل


که بر شکستی و ما را هنوزپیوند است

5 اسفند 1387
روز مهندس

 

یا راهی خواهم یافت یا راهی خواهم ساخت

 

روز مهندس مبارک

 

1 اسفند 1387
×شاید گل روئید×
گلی از شاخه اگر می چینیم

برگ برگش نکنیم

و به بادش ندهیم

لااقل لای کتاب دلمان بگذاریم

و شبی چند از آن را

هی بخوانیم و ببوسیم و معطر بشویم

شاید از باغچه کوچک اندیشه مان گل روید