X
تبلیغات
رایتل
من این دو حرف نوشتم چنان که غیر ندانست تو هم ز روی عنایت چنان بخوان که تو دانی
18 اردیبهشت 1388
گل من که رنگش نیلی نبود / جواب محبت که سیلی نبود . . .

16 اردیبهشت 1388
مشهد هفته دوم اردیبهشت
13 اردیبهشت 1388
شیفت سوم

ای دل اگر عاشقی در طلب کار باش

بیست و چهار ساعته کاسب بازار باش

تا که بگوید بله آنکه نمی خواهدت

پول به جیبت بزن عاشق پربار باش

.

.

.

ساز دلت کوک نیست؟ نغمه به لب هات نیست؟

غصه نخور البته همدم گیتار باش

تیر نگاهت اگر خورده به سنگ دلش

شمش طلا جور کن فاتح پیکار باش

تا به بر دلبرت صاحب و سرور شوی

پیش همه جامعه خوار و بدهکار باش

شیفت دوم نشد شیفت سوم بگیر

جمع بکن اسکناس یکسره شب کار باش!


مهدی استاد احمد


12 اردیبهشت 1388
واقعا خنده داره یا تاسف آوره؟!

چقدر خنده داره که یک ساعت عبادت به درگاه الهی دیر و طاقت فرسا میگذره ولی 60 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می گذره!

 

 چقدر خنده داره که 100  هزار تومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می ریم کم به چشم میاد!

 

چقدر خنده داره که یه ساعت عبادت در مسجد طولانی به نظر میاد اما یه ساعت فیلم دیدن به سرعت میگذره!

 

 چقدر خنده داره که وقتی می خوایم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر می کنیم چیزی به فکرمون نمی یاد تا بگیم اما وقتی که می خوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم!

 

 چقدر خنده داره که وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمان به وقت اضافه می کشه لذت می بریم و از هیجان تو پوست خودمون نمی گنجیم اما وقتی که مراسمدعا و خطابه و نیایش طولانی تر از حدش می شه شکایت می  کنیم و آزرده خاطر می شیم!

 

 چقدر خنده داره که خوندن یه صفحه و یا بخش از قرآن سخته اما خوندن 100 صفحه از پرفروشترین کتاب رمان دنیا آسونه!

 

 چقدر خنده داره که سعی میکنیم ردیف جلو صندلی های یک کنسرت یا مسابقه رو رزو کنیم اما به آخرین صفهای نماز جماعت تمایل داریم!

 

چقدر خنده داره که برای عبادت و کارهای مذهبی هیچ وقت زمان کافی در برنامه روزمره خود پیدا نمی کنیم اما برای بقیه برنامه ها رو سعی می کنیم تو آخرین لحظه هم که شده انجام بدیم!

 

 چقدر خنده داره که شایعات روز نامه ها رو به راحتی باور می کنیم اما سخنان خداوند در قرآن رو به سختی باور می کنیم!

 

 چقدر خنده داره که همه مردم می خوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد پیدا کنند و یا کاری  در راه خدا انجام بدن به بهشت برن! 

 

 چقدر خنده داره که وقتی جوکی رو از طریق پیام کوتاه و یا ایمیل به دیگران ارسال می کنید به سرعت آتشی که در جنگلی انداخته شود همه جا را فرا می گیرد اما وقتی که سخن و پیام الهی  رو  می شنوید دو برابر در مورد گفتن و یا نگفتن اون فکر می کنید!

3 اردیبهشت 1388
* کمتر از ذره ام و دست به دامان توام *

سه سال و ده ماه پیش آخرین دیدار ما بود!

در این مدت هرچه تلاش کردم نشد

دعوتم نکرد!

دعوت نشدم !

اما....

فردا منم زائرم




توو دل یه مزرعه یه کلاغ روسیاه هوایی شده بره پا بوس امام رضا
اما هی فکر می کنه اونجا جای کفترا  ست ، آخه من کجا برم ، یه کلاغ که رو سیا ست
من که توی سیاهی ها از همه رو سیاه ترم ، میون اون کبوترات با چه رویی بپرم
توو همین فکرا بودش کلاغ عاشقمون یه دلش میگفت برو یه دلش میگفت بمون
که یهو صدای گفت تو نترسو راهی شو ، به سیاهی فکر نکن، تو یه زائری برو
من که توی سیاهی ها از همه رو سیاه ترم ، میون اون کبوترات با چه رویی بپرم